دسته‌ها
داستان های حشری داستانی های سکسی ساناز سکسی

ماجرای منو سینه های ساناز

ساناز و نیمدونم گفتم یا نه

اما سومین دوست دختر من بود

یعنی سومین دوست دختری که تو این ماه باش دوست شده بودم

شاید باورتون نشه اما ساناز و لیلا و مهسا هر سه تقریبا از ۳ ام ماه پرویدوشن شروع می شید تا ۱۰ ام ماه درگیر بودن اونم سه تا دختر عجیب و غریب که از درد پریود حتا نمیتونستن راه برن میدونید که هر چی دختر بیشتر دردش بیاد تو پروید آدم حششری تریه اینو منم نمیدونستم تا اینکه با ساناز آشنا شدم

حالا بذارید من یه عکس نشون بدم درسته این عکس ساناز نیست اما خیلی گشتم یکی پیدا کنم از نظر هیکل سینه و این چیزا به ساناز بخوره

البته کیر منم خوب بخوره

داستان این طوری شروع میشه برای اینکه متوجه نشن هیچ کدوم از دو نفر قبلی من با نفر سوم هستم که دساتان های مخفی کاری اول و دوم هم بهتون میگم اولین کار باید گزینه در حال رانندگی ایفون و خاموش میکردم این گزینه خیلی به ضررتون است حالا میگید چرا چون وقتی به یکی دورغ میگید که الان خونه اید یا سر کارید ولی با اون یکی رفتید بیرون اگر پیامی بیاد میفهمه که الان شما دارید رانندگی میکنید

قسمت بعدی باید حتما اسامی رو به شکل هوششمندانه ای عوض کنید

من یه دوست ی دارم که همکارم دائم برای کار ها به من زنگ میزنه اسمش عباس است عباس تازگی خطشو عوض میکنه منم اسمشو ذخیره کرده بودم عباس جدید حالا اسم ساناز باید می شد عباس جدیدی حالا چرا چون عباس ۲۴ ساعته زنگ میزد و منم عادت داتشم جواب ندم پس جواب ندادن به عباس جدید یا جدیدی چیز عجیبی نبود اینو بدونید که اگر تلفن تون زنگ بخوره و شمشا جواب ندید خیلی تابلو میشید

پس اینم رعایت کنید تا پست بعدی خیلی زود میام

بوستون دارم – بوسی عکس